با ائتلاف تمام عیار جریان دوم خرداد با ضدانقلاب فراری و تشکیل اردوگاهی واحد فتنه، پس از شکست در انتخابات باشکوه 22 خرداد 88، طبیعی بود که از این پس رفتارها و سناریوهای واحدی را از این اردوگاه باید مشاهده نمود. نتیجه این همنشینی و همراه بیش از آنکه به تغییر رویه ضدانقلاب بینجامد به استحاله تمام عیار این ضدانقلابیون جدید انجامید و هویت مشترک بطور کامل شکل گرفت. این هویت مشترک را میتوان در رفتارسیاسی این اردوگاه مشاهده نمود که آخرین آن سناریوی انتخاباتی این جریان است. "خط تحریم" الگوی رفتاری جبهه براندازی است که امروز در دستورکار بخش قابل توجهی از جریان دوم خرداد قرار گرفته است. ادعای اینکه «امروز گرم کردن تنور این انتخابات به هر شکل و بای نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نیز در تقابل با تحقق دمکراسی و تضمین حقوق بشر در کشور عزیزمان ایران است» اوج رذالت و انحطاط ورشکستگان سیاسی چون بهزاد نبوی، محسن میردامادی، مصطفی تاجزاده، محسن امین زاده را نشان میدهد که امروز به جرم خیانت به ملت در زندان به سر می برند! فتنه گران از اتخاذ خط تحریم بدنبال آنند که: 1- وزن سیاسی خود را عیان سازند و نشان دهند که از بدنه اجتماعی قابل توجهی برخوردارند و نظام نمیتواند آنها را حذف کند، لذا باید تسلیم خواستههای زیادهطلبانه این افراد شود. 2- ادعای دروغین خود در انتخابات 22خرداد 88 مبنی بر تقلب در انتخابات را به اثبات رسانند. 3- با کساد کردن بازار انتخابات، از مشروعیت نظام کاسته شده و آن را بدون پشتوانه نشان دهند. 4- با کاهش رای، پشتوانه مردمی نظام را تضعیف کرده و بیش از پیش کشور را تحت فشار قرار داده و اهداف براندازانه خود را دنبال نمایند. 5- با تضعیف پشتوانه جمهوری اسلامی، زمینه را برای افزایش تهدیدات بیگانگان علیه ما فراهم آورند. به عبارتی با خیانت به ملت، دشمنان را در تهاجم علیه ایران تحریک و یاری رسانند. فرصتهای پیش رو |
خط تحریم؛ فرصتی برای نظام اسلامی»
17/11/90 4:39 ع
ملاحظاتی برای تحقق مشارکت حداکثری»
14/11/90 11:42 ص
با نزدیک شدن به 12 اسفندماه، روز برگزاری نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، کشور به تدریج در حال ورود به فضای رقابتهای انتخاباتی است. با رونق بازار رقابت و انتخابات، زمینه برای مشارکت حداکثری فراهم آمده و ملت حس و حال حضور در انتخابات را در وجود خود احساس میکنند. اما در این میان عواملی مانع از گرم شدن تنور انتخابات و ترغیب تودههای ملت برای حضور در پای صندوقهای رای است که برای برگزاری انتخاباتی پرشور ضروری است که این موانع شناخته شده و برای رفع آن اقدامات لازم صورت گیرد. ضمن آنکه دشمنان ملت و انتخاب نیز بیکار ننشسته و با شناخت این موانع در تلاشند تا آن موانع را تقویت کرده و موجب سرد شدن بازار انتخابات شوند. فتنه گران شکست خورده سال 88 نیز به عنوان ایادی استکبار جهانی با اتخاذ "خط تحریم" همین اهداف را دنبال میکنند. شناخت این عوامل حداقل سه فایده به همراه خواهد داشت: 1- با شناخت و تفکیک علل عدم مشارکت برای هر یک راهکار و درمان مناسب را توصیه کرد. 2- با رفع آن میتوان امکان تحقق مشارکت حداکثری را فراهم آورد و بر اقتدار و اعتبار نظامی اسلامی افزود. 3- با طیف بندی علل عدم مشارکت مانع بهره برداری دشمنان شد. چرا که دشمن معمولا با مصادره به مطلوب میزان عدم مشارکت، مدعی است که همه آنها که پای صندوقهای رای حاضر نشدهاند، از مخالفین نظامند! این در حالی است که افراد معمولا به علل متعددی رفتار مشابهی را از خود نشان میدهند که با دقت نظر میتوان آنها را واکاوی کرد. در انتخابات نیز علل متعددی منجر میشود که بخشی از جامعه در پای صندوق رای حاضر نشوند. رهبر معظم انقلاب اسلامی با نکته سنجی تمام در جمع دانشجویان به واکاوی این مساله پرداخته و چنین اشاره میکنند: «نه اینکه اگر عدهی زیادی شرکت نکردند، اینها به نظام «نه» گفتهاند؛ بههیچوجه اینطوری نیست. آنهایی که بهخاطر «نه» گفتنِ به نظام نمیآیند، درصد خیلی کمیاند. یکعده بهخاطر بیحالی نمیآیند؛ یکعده بهخاطر بیحوصلگی نمیآیند؛ یکعده روز جمعه کار دیگری دارند و نمیآیند؛ اینها را شما راه بیندازید. والّا کسانیکه معتقد به نظام و قانون اساسی نیستند و دلشان برای بیگانگان و نفوذ آنها پر میزند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمیاند.»(5/3/84) برای شناخت این موانع بدنیست تا برای این سوال که «چرا یک شهروند در روز انتخابات به پای صندوق رای حاضر نمیشود؟» پاسخی درخور بیابیم. در پاسخ به این سوال میتوان گفت که در مجموع سه دسته علت برای عدم حضور افراد در پای صندوقهای رای میتوان در نظر گرفت، که توجه به آنها میتواند رمز عبور از موانع مشارکت حداکثری باشد. این عوامل را میتوان به ترتیب چنین برشمرد: 1- ناآگاهی، 2- بیاعتمادی، 3- نارضایتی. |
قیم مآبان و انتخابات نهم»
5/11/90 12:42 ص
با کلیدخوردن سناریوی "خط تحریم"، اصحاب اردوگاه فتنه و ضدانقلاب با همه توان وارد میدان شدهاندتا برای تحقق اهداف خود تلاش نمایند. بازی در این سناریو برای ضدانقلاب به بازی برد - باختی تبدیل شده که شکست در آن به برچیده شدن تاریخی این اردوگاه خواهد انجامید. فتنه گران فراری که در انتخابات پیشین مدعی بیشماری!؟ و پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را داشتند, اینک مدعیاند که هواداران خود را در خانه نگه خواهند داشت! و با نیاوردن آنها به صحنه، مشروعیت انتخابات پیش رو و نظام اسلامی را با کاهش شدید آراء مواجه خواهند ساخت. فتنه گران با اتخاذ شیوهای قیم مآبانه و انحصارگرایانه و بهرهبرداری از شیوه های جنگ روانی از قبیل تهدید و برچسب زنی، وارد میدان شده و همه کسانی که نظری متفاوت داشته و منتقد خط تحریم بودند را مورد همجمه قرار دهند. قیم مآبان در آستانه آغازثبت نام داوطلبان در بیانیهای اعلام داشته بودند: «امروز گرم کردن تنور این انتخابات به هر شکل و بای نحو کان، کمک به استبداد و در تقابل با آرمان محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نیز در تقابل با تحقق دمکراسی و تضمین حقوق بشر در کشور عزیزمان ایران است.» ادبیات تهدیدگونه این بیانیه به خوبی نشان میدهدکه مدعیان روشنفکری و لیبرالیسم تا چه اندازه برای ملت حق انتخاب قائلند که هرگونه تفاوت تحلیل و نظر را به استبداد و خیانت ورزی متهم میسازند. این افراد نه تنها انحصارگری و قیم مآبی را نسبت به تودههای ملت اعمال میدارند، بلکه قصد دارند تا حتی نخبگان و فعالان سیاسی را نیز با اجبار تحت سیطره خود در آورده و آنان را به نیز تغییر رویه وادار نمایند. این انحصارگری و تمامت خواهی را میتوان در فشارهایی که بر آن بخش از اصلاح طلبان که رویکرد متفاوتی را اتخاذ کرده و از خط تحریم استقبال نکردهاند، مشاهده نمود. |
سایه اضطراب بر اردوگاه تحریم»
1/11/90 12:49 ع
سایه اضطراب بر اردوگاه تحریم
طرح سناریوی "خط تحریم" آغازی بازی برد - باختی است که فتنه گران علیه نظام اسلامی آغاز کردهاند. این جریان متوهم که گمان داشت با طرحریزی این بازی پرشدت خواهد توانست بنیانهای مشروعیت نظام اسلامی را متزلزل سازد، در همان ابتدای راه با ناکامی و شکست زودهنگام مواجه شده است. برخی از اعضای باتجربه وابسته به این اردوگاه که کمی سرد و گرم روزگار را بیشتر چشیده و با ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی بیش از دیگر سبک سران این اردوگاه آشنایند، با مشاهده نشانههای آشکار شکست این طرح در همان نطفهی اولیه و مرحله جنینی، وارد میدان شده و تلاش دارند تا از تبعات شکست بازی "برد - باخت" و دوئل با نظام اسلامی بکاهند، تا شاید کالبد بیجان فتنه بعد از حماسه 12 اسفند 90، رمقی برای ادامه حیات داشته باشد! |
واکاوی خط تحریم»
28/10/90 4:47 ع
شاید سی و سه سال پیش در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی بود که سلطنتطلبان و ته ماندهای رژیم سلطنتی و برخی جریانهای چپ مارکسیستی در برابر حرکت ملت بزرگ ایران قد علم کرده و رفراندوم بزرگ "آری به جمهوری اسلامی" در 12 فروردین 1358 را تحریم کردند. آن کوردلان گمان داشتند که تحریم آنها موجب کاهش حضور ملت خواهد شد و مشروعیت نظام اسلامی را زیر سوال خواهند برد، غافل از اینکه اینگونه اقدامات نه تنها موجب کاهش آراء نشد، بلکه ملت را بر حضور در پای صندوق های رای مصممتر نمود و حاصل آن رای 2/98 درصدی ملت به جمهوری اسلامی بود! در طول این سه دهه نیز جریانهای منحرف بریده از ملت و ایستاده در برابر انقلاب، که جایگاهی در میان تودهها نداشتند، بر خط تحریم پافشاری کرده و از حضور در انتخابات کناره گیری کردند. جریانهای مزدوری چون منافقین، سلطنت طلبان، چریکهای فدایی خلق (اکثریت و اقلیت)، حزب توده، جبهه ملی و نهضت آزادی مشهورترین این جریانها هستند که در انتخابات گذشته ایران اسلامی، با صدور بیانیهای انتخابات را تحریم کردهاند. آخرین پیوستگاه به خط تحریم بیاعتمادی ملت به موسوی و همراهان وی و رای آوردن رقیب با فاصله 11 میلیونی کافی بود که شکست خوردگان، تحمل از دست داده و ناامیدانه عمل به نسخههای طراحی شده کودتای مخملین را در دستور کار خود قرار دهند! این سناریو البته با درایت و مدیریت رهبری و ملت حاضر در صحنه به خوبی مهار شد و فتنه گران آبرویی باقیمانده را نیز از دست دادند. همین افتضاح و خیانت سیاسی کافی بود تا فتنه گران از بازگشت به قدرت در انتخابات بعدی در اسفندماه سال جاری ناامید شوند، چرا که اغلب گزینههای مورد نظرشان برای نامزدی در انتخابات به علت نقش داشتن در فتنه 88، صلاحیت لازم برای تصدی جایگاه نمایندگی مجلس را طبق قانون از دست داده اند. و اینچنین بود که اردوگاهی که با سناریوی "حضور در انتخابات دهم با مهره موسوی" شکل گرفته بود، گزینه "تحریم انتخابات نهم مجلس" را برای ادامه حیات خود برگزیند. خاتمی و تلاش برای بقاء |


























